معنی خبر رسانیدن
6 بازدید
[ خَ بَ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) خبری به دیگری رساندن. خبری را برای کسی نقل کردن. اِنهاء. || خبرچینی کردن. نمامی کردن. دیگری را از خبری واقف کردن تا میانه ای بهم خورد. رجوع به خبر رساندن شود.
کلمات همقافیه با «خبر رسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر