معنی خبر افتادن
6 بازدید
[ خَ بَ اُ دَ ] (مص مرکب) پخش شدن خبر. منتشر گشتن خبر. انتشار یافتن خبر. پراکنده شدن خبر: «... به ارجان خبر افتاد که علی تکین گذشته شد». (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «خبر افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر