معنی خبره
5 بازدید
[ خَ رَ ] (ص) محکم. استوار. || پیچیده. خَبْوَه. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || (اِمص) سنجش. حساب. (از ناظم الاطباء). رجوع به خِبرِه شود.[ خِ رَ / رِ ] (اِمص) سنجش. حساب. (از ناظم الاطباء). || (ص) کارشناس.[ خَ بِ رَ ] (ع اِ) زمینی که در آن گیاه سدر روید. (از معجم البلدان یاقوت).[ خَ بِ رَ ] (اِخ) آبی است از آن بنی ثعلبةین سعد از حمی [ قرقگاه ] ربذه. || نام چاهی است از آن اشجع نزد این آب. || نام نخستین علامت این قرقگاه [ قرقگاه ربذة ] از طرف مدینه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «خبره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر