معنی خبرقة
6 بازدید
[ خَ رَ قَ ] (ع مص) شکافتن چیزی را و بریدن آنرا. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). پاره پاره کردن. (از متن اللغة) (از معجم الوسیط) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس) (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «خبرقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر