معنی خبردار نمودن
6 بازدید
[ خَ بَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) مطلع کردن. آگاهی دادن. خبردار کردن. رجوع به خبردار کردن شود.
کلمات همقافیه با «خبردار نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر