معنی خبار
6 بازدید
[ خِ ] (ع ص، اِ) جِ «خَبراء». (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم الوسیط) (از متن اللغة) (از تاج العروس) (از البستان).[ خَ ] (ع اِ) خاک فراهم آمده در بیخ درخت. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از معجم الوسیط) (از تاج العروس) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). || زمین سست و نرم که پای چارپایان در آن فرو رود. (از متن اللغة) (از معجم الوسیط) (از تاج العروس) (از مهذب الاسماء). - امثال: «من تجنب الخبار امن العثار». || سوراخهای کلاکموش. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (متن اللغة) (از تاج العروس).[ خِ ] (ع مص) مخابره کردن . رجوع به مخابره شود.
کلمات همقافیه با «خبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر