معنی خباب
6 بازدید
[ خِ ] (ع اِ) جوش دریا. آشوب دریا. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس) (از المنجد) (از متن اللغة). || ج، خُبّ. رجوع به «خب» شود.[ خِ ] (ع مص) جوشیدن دریا. آشوب شدن دریا. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس) (از متن اللغة).[ خُ بْ با ] (اِخ) پدر عطاءبن منده از طریق عبداللََّه بن مسلم از محمدبن عطاءبن خباب از پدرش از جدش روایت کرد و گفت من در نزد ابوبکر نشسته بودم که پرنده ای از نزد او گذشت و او گفت خوشا بحال این مرغ! من به او گفتم تو با اینکه صدیق پیغمبری چنین گویی؟! ابن منده میگوید این حدیث غریب است و غیر از این وجه وجه دیگری برای آن نمیشناسم. صاحب اصابه میگوید در این حدیث دلالتی نیست بر اینکه او ادراک زمان پیغمبر را کرده است بلکه محتمل است او از کسانی باشد که قبل از پیغمبر بوده اند. (از اصابه قسم ۱ ص ۱۰۲).[ خُ بْ با ] (اِخ) مکنی به ابومسلم صاحب «مقصوره». وی مولی فاطمه بنت عتبةبن ربیعه و مدرک زمان جاهلی و در صحابتش نیز اختلاف است. روایتی است او را از نبی که گفت: «لا وضوء الامن صوت اوریح». از او فرزندانش که اصحاب مقصوره اند، روایت کرده اند و از آن جمله اند سائب بن خباب والد مسلم بنا بر قول ابوعمر. صاحب اصابه میگوید حدیث مذکور در نزد ابن ماجه از روایت سائب بن خباب چنین است: «گفت شنیدم رسول خدا...». مسلم از طریق عامربن سعدبن ابی وقاص از خباب صاحب مقصوره از عایشه و از ابوهریره در اتباع جنائز روایت کرده است. (از اصابه قسم ۱ ص ۱۰۲).[ خُ بْ با ] (اِخ) مکنی به ابویحیی. وی مولای عتبةبن غزوان است. ابن اسحاق او را در جزء کسانی می آورد که از هم پیمانان بنی نوفل بن عبد مناف بوده و واقعهٔ «بدر» را دیده اند. ابو نعیم میگوید او را عقبی نبوده و روایتی نیست. وی در خلافت عمر بسال ۱۹ هـ . ق. فرمان یافت و عمر بر او نماز گزارد. صاحب اصابه میگوید ابن منده در شرح حال خباب بن ارث آورده که او مولای عتبةبن غزوان بوده است و حال آنکه این قول و نظر اشتباه است و ابن اسحاق این اشتباه را تصحیح کرده و بین این دو فرق گذاشته است این دو از بدریان بوده اند و نظر ابن اسحاق نیز صحیح است. (از اصابه قسم ۱ ص ۱۰۲).[ خُ بْ با ] (اِخ) پدر سائب. ابن منده از طریق عبدالعزیزبن عمران از عبداللََّه بن سائب از پدرش از جدش روایت کرد و گفت رسول خدا را دیدم که تکیه بر سریری کرده بود و گوشت پاره پاره شده ای را میخورد و از سفالی آب می نوشید. ابن منده این حدیث را غریب می داند و غیر از این وجه (طریق خباب) نیز برای آن وجهی نشناخته است. ابو نعیم میگوید این خبر از عبدالعزیز از ابو عبداللََّه بن سائب روایت میشود یعنی از مسند سائب است. مقتضی کلام بخاری آن است که او مولای فاطمه بنت عتبه می باشد زیرا او از سائب بن خباب مکنی به ابو مسلم صاحب مقصوره نام میبرد. غیر از این قول دربارهٔ او گفته اند که مولای فاطمه بنت عتبةبن ربیع بوده است و بر این قول نیز ابن اثیر اعتماد کرده و برای مولای فاطمه ترجمهٔ خاصی نیاورده است. (از اصابه جزء۱ ص ۱۰۲).[ خُ بْ با ] (اِخ) بن الارت بن جندلةبن سعدبن خزیمةبن کعب بن سعدبن زیدبن مناةبن تمیم التمیمی بعضی او را خزاعی آورده اند. مکنی به ابو عبداللََّه. او از اسیران دورهٔ جاهلی است که در مکه فروخته شد و مولای ام انمار خزاعی است ولی نظر بعضی خلاف آنست. خباب از هم پیمان های بنی زهره و از «سابقین اولین» بود. ابن سعد میگوید او در مکه فروخته شد و سپس با بنی زهره هم پیمان گشت و از نخستین مسلمانان و از «مستضعفین» است. باوردی میگوید خباب بسال ششم (بعثت) اسلام آورد و اول کس است که اسلام خود را آشکار کرد و در این راه رنج فراوان کشید. طبری میگوید انتساب او به بنی زهره از آن است که آل سباع از هم پیمان های عمروبن عبد عوف بن عبدالحارث بن زهره اند و سباع بن ام انمار خزاعی از آل سباع است. او حاضر همهٔ جنگها بود و پیغمبر بین او و جبیربن عتبک برادری انداخت. او راوی پیمبر است و از او ابوامامه و پسرش عبداللََّه بن خباب و ابومعمر و قیس بن ابی حارم و مسروق و دیگران روایت میکنند. طبرانی از طریق زیدبن وهب روایت کرد چون علی از صفین برمیگشت بر قبر خباب گذشت و گفت: «رحم اللََّه خبابا اسلم راغباً و هاجر طالعاً و عاش مجاهداً وابتلی فی جسمه اموالاً و لن یضیع اللََّه اجره» خباب شاهد واقع بدر و بعد آن بود و بکوفه فرود آمد و در سال ۳۷ هـ . ق. بدانجا درگذشت. ابن حبان اضافه میکند که چون علی بوقت باز گشت صفین بر قبر او گذشت بر قبر او نماز گزارد و دربارهٔ سال مرگ او گفته اند که در ۱۹ هـ . ق. بدرود حیات گفته است ولی قول اول صحیح است باری او در جاهلی شمشیرگر بود و این مطلب در «صحیحین» آمده و در آنجا تصریح شده است که خباب در آخر عمر به مرض صعب دچار آمد و از خدا مرگ خواست. مسلم از طریق قیس بن ابی حازم روایت میکند که ما بر خباب وارد شدیم و او خود را داغ میکرد و گفت اگر نهی رسول خدا از خودکشی نبود من هر آینه مرگ خود را بدست خود فراهم می آوردم. او اول کسی است که در ظهر کوفه مدفون شد. طبری با سندی که در دست دارد و از علقمه بن قیس نخعی است و او از ابن خباب روایت میکند عمر او را ۶۳ سال می آورد. (از اصابه قسم ۱ ص ۱۰۱).[ خُ بْ با ] (اِخ) ابن عمروبن حممةالدوسی برادر جندب. سیف در فتوح میگوید که خالدبن ولید او را در جنگ یرموک فرماندهٔ دسته ای از سواران کرد. صاحب اصابه میگوید که چندین بار آورده ام (در این کتاب) که در جنگهای اول جز صحابیان کس دیگر را امیر نمی کردند. (بدین تقریب وی صحابی است). (از اصابه جزء۲ ص ۱۰۱).[ خُ بْ با ] (اِخ) زبیدی. بزاز او را از مقلین آورده است. و نیز از روایت مالک بن اسماعیل از شریک از جابر (MMM جعفی) از معقل زبیدی از عباد ابی الاخصر (MMM ابن اخضر) از جندب آورده است که پیغمبر(ص) میگفت چون ببستر رفتی «قل ایها الکافرون) را بخوان و پیغمبر نیز چنین میکرد. (از اصابه جزء۲ ص ۱۰۲).
کلمات همقافیه با «خباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر