معنی خب
188 بازدید
[ خَ ] (اِ فعل) خاموش. امر به خاموشی. خفه شو. کلام مگو. بیش ازین مگو: فلک چون این سخن بشنید گفتا برو ابن یمین خب باش یعنی!ابن یمین.[ خَ ب ب ] (ع ص) مرد فریبنده. مرد گربز. (اقرب الموارد) (تاج العروس) (المنجد) (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). مرد زیرک. هوشیار. مکار. حیله گر. (غیاث اللغات): الخب و المغفل داستان زیرک و شریک مغفل. (کلیله و دمنهٔ بهرامشاهی).[ خَ ب ب ] (ع اِ) ریگ توده دراز چسبیده بزمین. (اقرب الموارد) (تاج العروس) (المنجد) (منتهی الارب). || زمین نرم میان دو زمین درشت که در آن قارچ روید. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس).[ خَ ب ب ] (ع مص) از باب نصر ینصر. بلند شدن و دراز گردیدن گیاه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (المنجد) (تاج العروس). (تاج المصادر بیهقی). || منع کردن مردی را از چیزی که در نزد اوست. || منزل گزیدن در زمین پست از روی بخل تا کسی جای بودن را نداند. || شتاب کردن و تعجیل کردن در کار. (تاج العروس) (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (المنجد). || گربز کردن. فریب دادن. || جوشیدن دریا و آشوب گردیدن آن . (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد) (تاج العروس) (المنجد). || پویه دویدن. برداشتن اسب هر دو دست و پای راست را با هم و هر دو دست و پای چپ را با هم. (از تاج العروس) (اقرب الموارد). || تیز رفتن . (تاج العروس) (اقرب الموارد) (المنجد) (منتهی الارب).[ خِ ب ب ] (ع ص، اِ) جوش و آشوب دریا. || گربز. ادغل. || مرد فریبنده. (از منتهی الارب) (از تاج العروس) (از المنجد) (از اقرب الموارد).[ خِ ب ب ] (ع مص) گربزی کردن. فریفتن. خیانت کردن. (از تاج العروس) (ازالمنجد) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || جوشیدن دریا. آشوب گردیدن آن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ خُ ب ب ] (ع اِ) پوست درخت. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از المنجد) (از تاج العروس). || زمین پست. مغاک. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس). ج، اخباب، خُبوب. || پارچه ای که بر سر انگشت بندند. (از معجم الوسیط). ج، اخباب، خُبوب. || زمین سخت. (از معجم الوسیط).[ خِ ب ب ] (اِخ) یاقوت آنرا به روایت از اسماءبن خارجه نام موضعی می داند: عیش الخیام لیالی الخب و نیز بنقل از ابی داود باز آنرا نام موضعی می آورد: اقفر الخب من منازل اسماء فجنبا مقلص فظلیم. نصر آنرا آبی از بنی غنی در قرب کوفه می داند. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «خب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خب» برای سرودن شعر