معنی خایه نهادن
6 بازدید
[ یَ / یِ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) بیضه دادن مرغ. (غیاث اللغات). تخم گذاردن : همچو مرغی که هرزه گرد افتد نیست جایی که خایه ای ننهاد. سلیم (از آنندراج). || کار بد و شنیعی باشد که باعث آزار و بیم و هلاکت گردد. (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). || ترسیدن. (غیاث اللغات). || خجالت کشیدن و ذلیل و پشیمان شدن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «خایه نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر