معنی خایهٔ زر
5 بازدید
[ یَ / یِ یِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از آفتاب. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گلولهٔ زر. (آنندراج): در آن گوهرین گنج بن ناپدید بدی خایهٔ زر خدای آفرید زمانه دگر گونه آیین نهاد شد آن مرغ کو خایه زرین نهاد. نظامی.
کلمات همقافیه با «خایهٔ زر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر