معنی خای

معنی خای

7 بازدید
(اِمص) خاییدن. در زیر دندان نرم کردن باشد. || (فعل امر) از کلمهٔ خاییدن به معنی «بخای» یعنی در زیر دندان نرم ساز. (برهان قاطع). || (اِ) خوش آیند، هرچه مقبول طبع باشد. || زمین کاویده شده وکنده شده. || زمین پست. || خایه. (ناظم الاطباء). || (نف) خاینده. جونده. زیردندان نرم کننده. (شرفنامهٔ منیری): دندان لقمه خای چو در کام من نماند بهر غذای من فلک از سر گرفت شیر. سپاهانی (از شرفنامهٔ منیری). - آهن خای؛ جوندهٔ آهن و کنایه از اسب سرکش و پرزور است. - پولادخای؛ مرد قوی و پرزور باشد: ز آواز او اندر آید ز جای دل مرد جنگی پولادخای.فردوسی. نجنبد ز یأجوج پولادخای سکندر چو سد سکندر ز جای.نظامی. - || کنایه از اسب پرزور باشد و آنرا آهن رگ و آهنین رگ نیز گویند. - جگرخای؛ کنایه است از آنچه دل بسوزاند. - جوشن خای؛ نعت است مرتیر را که جوشن سوراخ کند: چو همت است چه حاجت بگرز مغفرکوب چو دولت است چه حاجت بتیر جوشن خای. سعدی. نه هر که موی شکافد بتیر جوشن خای بروز حملهٔ جنگ آوران بدارد پای. سعدی (گلستان). - ژاژخای؛ مزخرف گوی. بیهده گوی : گاو خاموش نزد مرد خرد به از آن ژاژخای صدبار است.ناصرخسرو. پاک مردان چو ماهیند خموش ژاژخایان خلق چون عصفور.ناصرخسرو. دل به بیهوده ای مکن مشغول که فلان ژاژخای می خاید.ناصرخسرو. تأمل کنان در خطا و صواب به از ژاژخایان حاضر جواب.بوستان. - شکرخای؛ کنایه است از آنکه حرفهای نیکو زند. گاهی بمعنای عکس آن نیز بکار رود. - لجام خای؛ اسب پرزور و مستعد برای دویدن، چه اسب وقتی آماده برای دویدن است لجام و دهنه را می خاید: شیران مرگ دندان خایند چون بحرب گردند مرکبان سپاهت لجام خای.سوزنی.

کلمات هم‌قافیه با «خای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید