معنی خاکینهاد
9 بازدید
[ نِ / نَ ] (ص مرکب) خلیق. افتاده. متواضع. (برهان قاطع) (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۳۶۰). فروتن : چو مردان شیراز خاکی نهاد ندیدم که رحمت بر آن خاک باد.سعدی. || خاک زاد. (اشتنگاس).
کلمات همقافیه با «خاکینهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر