معنی خاوندی
13 بازدید
[ وَ ] (اِ) چاشنی. مزه. || (ص نسبی) غربی. || (حامص) استادی. || خداوندی. پادشاهی. سلطنت. (از ناظم الاطباء).[ وَ ] (اِخ) نام قریه ای است در بیست هزار و پانصد گزی جنوب غربی قریهٔ سروبی ولایت کابل به افغانستان. این ده بین ۶۹ درجه و ۳۴ دقیقه و ۳۵ ثانیهٔ طول شرقی و خط ۳۴ درجه و ۳۲ دقیقه و ۵۶ ثانیهٔ عرض شمالی قرار دارد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج ۲).
کلمات همقافیه با «خاوندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر