معنی خاور تبریزی کوزه‌کنانی

معنی خاور تبریزی کوزه‌کنانی

4 بازدید
[ وَ رِ تَ یِ زِ کَ ] (اِخ) نام او میرزا معصوم و از نسل شمس الدین تبریزی است و از شعرای دورهٔ اول قاجار است هدایت در مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۱۲۵ شرح حال او را چنین می آورد: «اسمش میرزا معصوم و از نسل شمس الدین تبریزی بوده و تجارت می نموده چندی در کاشان متوطن و متأهل گردید و از آن پس سفر حجاز کرد در عرض راه نیز کتابی مسمی به تحفةالحرمین برشتهٔ نظم کشید و بعد از مراجعت تحفه بارگاه صاحبقران عرش آشیان نموده و در طرز شاعری صاحب رتبهٔ بلند بوده به این چند بیت از او اکتفاء رفت: صبح است و در طرف چمن بلبل نواخان آمده بر شاخ سرو و نارون قمری در افغان آمده هم دلگشا گلشن شده هم مرغ دستان زن شده هم شمع گل روشن شده هم غنچه خندان آمده افلاک چرخ آفاق چه دلوی دو از وی مهر و مه زیر و زبر بیگاه و گه این رفته و آن آمده زان دلو و چه از کهکشان رودیست در گردون عیان زان کشت زار آسمان اینگونه ریّان آمده گردون مگر از مردمی در مدح دارا زد دمی کز گوهر انجم همی آگنده دامان آمده.

کلمات هم‌قافیه با «خاور تبریزی کوزه‌کنانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید