معنی خاوری ابیوردی
4 بازدید
[ وَ یِ اَ وَ ] (اِخ) تخلص یکی از شعرای ابیورد است که بعدها «سودائی» تخلص کرد. در حبیب السیر شرح حال او چنین آمده است: «از ولایت ابیورد بود و نخست خاوری تخلص مینمود ناگاه جذبه به وی رسیده مدتی سرو پای برهنه در کوه و صحرا می گردید چون نوبت دیگر بحال خویش آمد سودائی تخلص کرد و پیوسته در مدح میرزا بایسنقر قصاید غرا بنظم می آورد گاهی بگفتن غزل نیز میل میفرمود و همواره زبان به اداء سخنان هزل آمیز می گشود چون عمرش از هشتاد تجاوز گشت به ابیورد درگذشت این مطلع از اشعار اوست: غیرت خال و رخت ورد و خطت ریحانست دهنت غنچه و دندان دُر و لب مرجانست. (از حبیب السیر چ ۲ ج ۴ ص ۱۸). و رجوع شود به مجالس النفایس.
کلمات همقافیه با «خاوری ابیوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر