معنی خاورشناس
5 بازدید
[ وَ شِ ] (نف مرکب) مستشرق، عارف بمعارف ملل شرق، دانا بفرهنگ شرق.
کلمات همقافیه با «خاورشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر