معنی خاو
6 بازدید
(اِ) پرز. زغب. کرک. || پرز مخمل. (از ناظم الاطباء). || لغت دیگری است در خواب : گر خری دیوانه شد یک دمّ گاو بر سرش چندان بزن کاید بخاو.مولوی.(اِخ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش مریوان شهرستان سنندج، واقع در ۲۲ هزارگزی شمال باختری در شاهپور که دارای ۳۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «خاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر