معنی خان آزادمرد
6 بازدید
[ نِ مَ ] (اِخ) ناحیه ای است به بفارس که مرغزار نرگس در آن واقع است. حمداللََّه مستوفی آرد: مرغزار نرگس بجوار کازرون و جره بحدود خان آزادمرد، و طولش سه فرسنگ و عرض دو فرسنگ و گیاه این مرغزار همه نرگس خودروست چنانکه تمامت صحرا فروگرفته است و شهرتی عظیم دارد از کثرت بوی نرگس در آن مرغزار سرخوش شوند و دل تفریح یابد. (از نزهة القلوب حمداللََّه مستوفی ج ۳ ص ۱۳۶).
کلمات همقافیه با «خان آزادمرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر