معنی خانگاه
5 بازدید
[ نَ / نْ ] (اِ مرکب) خانقاه. (شرفنامهٔ منیری). بر وزن و معنی خانقاه است و آن خانه ای باشد که درویشان و مشایخ در آن عبادت کنند و بسر برند. خانقاه معرب آن و بحذف «الف» هم آمده است که «خانگه» باشد. (از برهان قاطع): اما خانگاهی محتشم است کی همچون حرمی است از آن شیخ ابواسحاق شیرازی رحمه اللََّه. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۴۶). و خود موی بازمیکنم و به خانگاهی می شوم و به عذر گذشته مشغول. (بدایع الازمان). || خانه : سه جادو مرمرا در خانگاهند که در نیرنگ جستن صد سپاهند. (ویس و رامین).(اِخ) دهی است از دهستان لیریائی بخش پاپی شهرستان خرم آباد، واقع در ۲۸ هزارگزی باختر سپیددشت و ۱۸ هزارگزی باختر ایستگاه چم سنگر. ناحیه ای است کوهستانی و گرمسیری و مالاریایی. دارای ۷۲ تن سکنه که شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. این ده از چشمه سار مشروب میشود و محصولاتش غلات، حبوبات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند و راه مالرو میباشد. ساکنین آن از طایفه پاپی بوده به ییلاق و قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) نام یکی از قلاع خمسهٔ خوارزم است.
کلمات همقافیه با «خانگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر