معنی خان‌کندی

معنی خان‌کندی

5 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیاه منصور شهرستان بیجار. واقع در ۳۵ هزارگزی باختر حسن آباد سوگند و بیست هزارگزی کله زان. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای ۲۴۰ تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. این ده از چشمه مشروب میشود. و محصولاتش غلات و لبنیات و اهالی آن بزراعت و گله داری گذران میکنند. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ کَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان. واقع در ۳۷ هزارگزی جنوب ماه نشان و ۱۲ هزارگزی راه مالرو عمومی. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای مناطق سردسیری. دارای ۱۲۵ تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. رودخانهٔ قزل اوزن آنجا را سیراب میکند و محصول آنجا غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و گلیم و جاجیم بافی و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل به آستارا. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل و دارای ۲۹۷ تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب این ده از چشمه سار و چاه و محصولاتش غلات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و راه آن ارابه رو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. واقع در ۴۰ هزارگزی شمال خاوری مهاباد و ۳ هزارگزی باختر شوسهٔ بوکان به میاندوآب. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل و مالاریایی. دارای ۱۷۷ تن سکنه که سنی مذهب و کردزبانند. این دهکده از رودخانهٔ تاتائو مشروب میشود و محصولاتش غلات و توتون و حبوبات میباشد. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند و صنایع دستی آنها جاجیم بافی است. راه این دهکده مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر. واقع در ۳۳ هزارگزی شمال کلیبر و ۳۳ هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل دارای ۲۲۵ تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. این دهکده از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران می کنند و از صنایع دستی گلیم می بافند. راه آنجا مالرو است. این دهکده از دو محل تشکیل شده یکی بنام خان کندی بالا و دیگر خان کندی پایین. فاصلهٔ آن دو ۵/۷ هزارگز و سکنهٔ خان کندی پایین ۱۲۲ نفر و محل قشلاق ایل چلیپانلو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو. واقع در ۱۸ هزارگزی جنوب باختری خیاو و ۱ هزارگزی شوسهٔ خیاو به اهر. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل، دارای ۲۴۱ تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از اهرچایی و محصولات آن غلات و حبوبات و پنبه است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «خان‌کندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید