معنی خانچه
3 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مصغر) کاروانسرای. خانه و سرای کوچک را گویند. (برهان قاطع) (آنندراج) (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۳۷۸) (ناظم الاطباء). || طبقی باشد از چوب که آن را نقاشی کرده باشند و به این معنی با «واو» معدوله هم آمده است که خوانچه باشد. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء): گفتم آوازهٔ خانچهٔ او همهٔ خراسان گرفته. گفتند: صدای چرخ ابریشم تو به لاهیجان و استرآباد رسیده. (نظام قاری ص ۱۳۲).[ چِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان دره گز که در سه هزارگزی جنوب باختری دره گز قرار دارد. ناحیه ای است واقع در جلگه، با آب و هوای معتدل. دارای ۳۸ تن سکنه است که مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی و ترکی میباشد. این ده از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و پنبه است. اهالی بزراعت گذران میکنند. و راه آنجا مالرو و راه فرعی بشوسه نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «خانچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر