معنی خانو
7 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان بیزکی بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد، که در ۴۵ هزارگزی شمال باختری مشهد و ۲ هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی مشهد به قوچان قرار دارد. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل. دارای ۵۱ تن سکنه که شیعی مذهب و فارس و کرد زبانند. این ده از قنات مشروب میشود و محصولاتش غلات و چغندر و نخود است. اهالی بزراعت و مالداری گذران میکنند و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است از دهستان چناران بخش حومهٔ شهرستان مشهد. واقع در ۶۱ هزارگزی شمال باختری مشهد و یکهزار گزی جنوب راه قدیمی مشهد به قوچان. ناحیه ای است واقع در جلگه، معتدل و دارای ۵۱ تن سکنه که شیعی مذهب و فارسی و کرد زبانند. این ده از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و چغندر و لوبیاست. اهالی به کشاورزی و مالداری گذران میکنند و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) قصبه ای است در جنوب لارستان و در شمال شرقی بندرعباس و از آنجا در حدود ۱۵۰ هزارگز فاصله دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳ ص ۲۰۲۰).
کلمات همقافیه با «خانو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر