معنی خانه گیر
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) بازی چهارم از هفت بازی نرد. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (شرفنامهٔ منیری) (غیاث اللغات): گفتی که ز خانه ناگزیر است این نرد نه نرد خانه گیر است.نظامی. مهرهٔ خواجه خانه گیر شده همبساطش گرو پذیر شده. نظامی. || جانوری است شبیه به عنکبوت که لعاب او مردم را هلاک سازد و به عربی رتیلا خوانند. (برهان قاطع). || (نف مرکب) گیرندهٔ خانه. (شرفنامهٔ منیری): عشقت چو در سراچهٔ دل خانه گیر شد زین پس برون رود خرد از روی اضطرار. ابن یمین.
کلمات همقافیه با «خانه گیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر