معنی خانهٔ زنبور
4 بازدید
[ نَ / نِ یِ زَمْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) لانهٔ زنبور. شانه. شان. خان : بشکل نقطهٔسیماب باشد زهرهٔضیغم بسان خانهٔ زنبور باشد مهرهٔ ثعبان. عبدالواسع جبلی. صحبت نیکان ز جهان دور گشت خوان عسل خانهٔ زنبور گشت.نظامی. || سوراخ سوراخ : خانهٔ زنبور شد فرسوده پایم ز آبله طرفه شوری در سرم زان کجکلاه افتاده است. واله هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خانهٔ زنبور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر