معنی خانه روشن کردن

معنی خانه روشن کردن

7 بازدید
[ نَ / نِ رُو شَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از آخر شدن. به انتهاء شدن. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). معمولاً این مصدر برای به انتهاء رسیدن عمر بکار میرود زیرا شعلهٔ شمع و چراغ که پس از آن خاموشی چراغ و شمع است شعله ای است نسبتاً قوی تر. بهتر نمودن حال محتضر و بی فاصله مردن. جان کندن : با اجاق شاه مردان هر که خصمی میکند خانه اش را روشنی از خانه روشن کردن است. واله هروی. آخر عمر است از آن افزود قدرت ای رقیب خانه روشن میکند در حالت مردن چراغ. باقر کاشی (از آنندراج). کلبه ام هرگز چراغ از تیره روزیها نداشت در دم آخر عجب گر خانه را روشن کنم. کلیم (از آنندراج). اعتمادی نیست بر عمر تو چون نور چراغ خانه روشن میکند این است دستور چراغ. وحید (از آنندراج). شب جان دادن است ای شمع یکدم خانه روشن کن بشکر این که بیش از من امید زیستن داری. ولی دشت بیاضی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «خانه روشن کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید