معنی خانه رفتن
4 بازدید
[ نَ / نِ رُ تَ ] (مص مرکب) خانه را تمیز کردن. خانه را پاک کردن. کثافت آنرا از بین بردن. کَنْس : پیش ازین خاطر من خانهٔ پر مشغله بود از تو پرداختمش وز همه عالم رفتم. سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «خانه رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر