معنی خانهکن
5 بازدید
[ نَ / نِ کَ ] (نف مرکب) مسرف. خانه براندازنده. ناخلف. مدبر که خانهٔ پدر براندازد. (شرفنامهٔ منیری). خانه ویران کننده. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری). خانه روب : ما که و اختیار چه کاین شجره است آن ما بد پسران خانه کن بادسران سرسری. خاقانی. || کنایه از پسر ساده که با عشاق صحبت دارد و هرچه دریابد از ایشان بتصرف خود آرد. (آنندراج): خرابت کند شاهد خانه کن برو خانه آباد گردان بزن. سعدی (از انجمن آرای ناصری). || (ق مرکب) بنه کن: «خانه کن از این محل به محل دیگر رفتم». یعنی: با تمام اهل و عیال و مال و حشم و متعلقات از اینجا بدانجا شدم.
کلمات همقافیه با «خانهکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر