معنی خانهوار
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) خانوار. جمعیت یک خانه و نوعاً هر پنج نفر را یک خانوار یا خانه وار میگویند. (ناظم الاطباء): «هر خانه وار باید ده تومان بپردازد». یعنی از هر خانه جدا جدا باید ده تومان گرفت. || ظاهراً به معنی مقدار یک خانه باشد چه یکی از معانی «وار» مقدار است چون «جامه وار» و «کلاه وار» یعنی بمقدار یک جامه یا یک کلاه : «خانه واری حصیر از شوشهٔ زر کشیده افکنده» یعنی حصیری به اندازهٔ خانه از زر کشیده در آنجا گسترده بود و شوشه بر وزن خوشه شمش طلا و نقره و امثال آنرا گویند و ظاهراً مقصود از شوشهٔ زر کشیده طلایی باشد که از حدیده کشیده بهیأت ریسمانهای باریک ساخته باشند و آنرا اکنون در ایران گلابتون گویند. (از حواشی چهارمقالهٔ عروضی چ معین ص ۲۰).
کلمات همقافیه با «خانهوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر