معنی خانهنشین
6 بازدید
[ نَ / نِ نِ ] (نف مرکب) آنکه در خانه نشیند. || معزول. منعزل. بیکار از شغل دولتی. بیکار از عمل. || منزوی. عزلت گزین : هرکه چون سایه گشت خانه نشین تابش ماه و خور کجا یابد. ابن یمین. || مغضوب.
کلمات همقافیه با «خانهنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر