معنی خانهفروشی
5 بازدید
[ نَ / نِ فُ ] (حامص مرکب) عرض تجمل و اظهار ثروت و بیان ساز و برگ و سازمان. (ناظم الاطباء) (فرهنگ آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (برهان قاطع): عشق تو عقل مرا کیسه بصابون زده ست وام ده تا هوش را خانه فروشی زند. خاقانی. دید دلم وقف عشق خانهٔ بام آسمان خانه فروشی بزد دل ز کنارم ببرد. خاقانی. عشق بگسترد نطع پای فرو کوب هان خانه فروشی بزن آستنی برفشان . خاقانی.
کلمات همقافیه با «خانهفروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر