معنی خانهزاد
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (ن مف مرکب) آنچه در خانه و خاندانی بوجود آید. آنچه از بیرون تهیه نشود بلکه اصل و نسبش در خاندانی باشد. || بومی. متعلق به یک محل : صدوسی تن طاوس نر و ماده آورده بود گفتندی که خانه زادند بزمین داور. (تاریخ بیهقی). || بنده زاد. چاکرزاد. غلام زاد. اولاد بنده. (ناظم الاطباء) (آنندراج): خانه زادند و بندهٔ در شاه خانه داران خاندان ملوک.خاقانی. بی فرزندی که خانه زادی دارد شک نیست که باشدش بجای فرزند. (آنندراج). || قدیمی. (آنندراج): فغانی زین نظربازی سیه شد نامه ات تا کی خیالت بر خط نوخیز و خال خانه زاد افتد. بابا فغانی (از آنندراج). - غلام خانه زاد؛ غلامی که والدینش در خانهٔ ارباب او نیز غلامی کرده اند، غلامی که پدر و اجدادش غلامان پدر و اجداد ارباب او بوده اند. || لقب گونه ای است که چاپلوسان ضمن عریضه هایی که به بزرگان می نویسند بخود میدهند، چون: «غلام خانه زاد... بعرض میرساند».
کلمات همقافیه با «خانهزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر