معنی خانه‌خواه

معنی خانه‌خواه

4 بازدید
[ نَ / نِ خوا / خا ] (نف مرکب) دوستی که بی کلفت در خانهٔ شخص آمد و شد کند. (ناظم الاطباء). محرم. صمیمی. گستاخ. خودمانی : از کسانی که بباغ آمد و رفتی دارند خانه خواهی که مرا هست همین صیاد است. سلیم (از آنندراج). || آنکه در فصول و مواسم عادتاً خانه ای را از کسی اجاره کند و یا آنکه در موسم گرما خانه به اجاره خواهد و چون این کار با موجری مکرر شود، این دو نسبت بیکدیگر خانه خواه یعنی گستاخ و محرم و خودمانی میشوند. || چون مسافری وارد شهر شود با هر که سابقهٔ معرفت داشته باشد به خانه اش درآید صاحب آن خانه خانه خواه اوست. (غیاث اللغات) (آنندراج). || (اِ مرکب) مقامی که برای نزول مسافران در دهها و قصبه ها معین سازند. (آنندراج): نیست از حال دل غمش غافل دارد آباد خانه خواهش را. ظهوری (از آنندراج). میبرد ره غم بسر وقت دل ما بی دلیل ابر نیسان میشناسد خانه خواه خویش را. صائب (از آنندراج). اشک مرا چون خلاف دل نپذیرد وای بر آنکس که خانه خواه ندارد. صائب (از آنندراج). خانه خواه هر بلا واعظ منم در شهر عشق منزل سیلاب را نبود بجز ویرانه ام. میرزا جلال اسیر (از آنندراج). هست دود دل برنگ زلف در چشم عزیز تا که دیدم خانه خواه چشم جانان دوده را. وحید (از آنندراج). داشت در آن بلده یکی خانه خواه بردرش افشاند ز خود گرد راه. یحیی کاشی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «خانه‌خواه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید