معنی خانهخانه
4 بازدید
[ نَ / نِ / نَ / نِ ] (ص مرکب، ق مرکب) تخلخل. متخلخل. سوراخ سوراخ. (ناظم الاطباء). || بسیاربسیار. (آنندراج): ز گیسو نافه نافه مشک می بیخت ز خنده خانه خانه قند میریخت.نظامی. با مظهری امروز بویرانهٔ خویش بودیم بفکر دل دیوانهٔ خویش ابر کرمی موج زد و پر کردیم از مدح تو خانه خانه کاشانهٔ خویش حیاتی گیلانی (از آنندراج). || حجره حجره. (ناظم الاطباء). با خانه های متعدد. چون: «صفحهٔ شطرنج و نرد خانه خانه است»، یعنی به اجزائی غالباً مربع و متساوی قسمت شده است، شطرنجی شکل. || خانه بخانه : شهرشهر و خانه خانه قصد کرد نی رگش جنبید و نی رخ گشت زرد. مولوی.
کلمات همقافیه با «خانهخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر