معنی خانمیر
5 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان دره کوه بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. واقع در ۱۵ هزارگزی خاوری چقلوندی و ششهزار گزی جنوب راه شوسهٔ خرم آباد به چقلوندی. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و مالاریایی. دارای ۱۲۰ تن سکنه که شیعی مذهب و لکی و لری و فارسی زبانند. این ده از چشمهٔ ده تپه دارتوت مشروب میشود. محصولاتش غلات و صیفی و لبنیات است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی زنان فرش و سیاه چادر بافی است، راه مالرو و ساکنین از طایفهٔ بیرالوند بوده و زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش دهخوارقان شهرستان تبریز. واقع در ۳ هزارگزی شمال بخش و ۳ هزارگزی شوسهٔ تبریز به دهخوارقان. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل و دارای ۴۳۶ تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. این دهکده از چشمه سار مشروب میشود و محصولاتش غلات و حبوبات و بادام است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند و راه آن ارابه رو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «خانمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر