معنی خان‌لق

معنی خان‌لق

6 بازدید
[ لُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان فشافویهٔ بخش ری شهرستان تهران. واقع در ۵۱ هزارگزی جنوب باختری ری و ۸ هزارگزی خاور شوسهٔ قم. این دهکده در جلگه قرار دارد و آب و هوایش معتدل میباشد. سکنهٔ آنجا ۵۲۹ تن که مذهب آنها شیعه و زبانشان فارسی است، آب آنجا از قنات و رود کرج و محصول آن غلات و صیفی و باغات و چغندرقند میباشد. شغل اهالی زراعت است و آثار قلعه خرابه ای نیز در آنجا است. راه مالرو ولی از طریق حسن آباد کلین میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ لُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قل جق بخش شیروان شهرستان قوچان. واقع در ۴ هزارگزی شمال شیروان و ۲ هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی قوچان به شیروان. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل و دارای ۵۹۶ تن سکنه که شیعی مذهب و ترک زبانند. این ده از قنات مشروب میشود و محصولاتش غلات، انگور است. اهالی به زراعت گذران میکنند و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ لُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور. واقع در ۲۴ هزارگزی جنوب خاوری چکنه بالا. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل. دارای ۳۷۱ تن سکنه که شیعی مذهب و کردزبانند. این ده از قنات مشروب میشود و محصولاتش غلات است. اهالی آنجا به کشاورزی گذران میکنند و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «خان‌لق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید