معنی خانقین
6 بازدید
[ نِ ] (اِخ) بنابر قول بشاری نام شهری بوده است به کوفه. (از یاقوت حموی در معجم البلدان).[ نِ قِ ] (اِخ) نام شهری از نواحی سواد در راه همدان و بغداد است. بین این شهر و قصرشیرین از طریق جبال شش فرسخ و از قصرشیرین تا حلوان نیز شش فرسخ می باشد. بالنتیجه بین این شهر تا حلوان در حدود دوازده فرسخ است. مسعربن مهلهل می گوید: در خانقین چشمهٔ نفت عظیم و پرسودی است و نیز در آنجا پل بزرگی میباشد که دارای ۲۴ طاق و هر طاقش بیست ذرع است. جادهٔ خراسان به بغداد از این پل میگذرد و عتبةبن الوعل الثعلبی می گوید: کأَنّک یابن الوعل لم تر غارة کورد القطا النهی المعیف المکدَّرا علی کل محبوک السراة مفزّع کمیت الأَدیم یستخفّ الحزوَّرا و یوم بأَعلی خانقین شربته و حلوان حلوان الجبال و تسترا و للََّه یوم بالمدینة صالح علی لذة منه إِذا ما تیسرا. (از یاقوت حموی در معجم البلدان). حمداللََّه مستوفی در نزهة القلوب آرد: خانقین قصبه ای بوده است و اکنون بقدر دیهی است. آب حلوان بر آنجا گذرد و بیست موضع از توابع آنجاست. (از نزهة القلوب بخش نخست مقالهٔ ۳ چ دبیرسیاقی ص ۴۳). ابن رسته گوید: در این شهر رودی است پهناور و روی آن پلی بزرگ از گچ و آجر ساخته اند و چند دهانه دارد. (از سرزمینهای خلافت شرقی ترجمهٔ فارسی ص ۶۸).
کلمات همقافیه با «خانقین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر