معنی خان‌بلاغی

معنی خان‌بلاغی

5 بازدید
[ بُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل. این ناحیه در ۱۱ هزارگزی باختر گرمی و ۵ هزارگزی شوسهٔ گرمی پیله سوار قرار دارد. دهکدهٔ مزبور در جلگه واقع، و با آب و هوای مناطق سردسیری است. سکنهٔ آنجا ۱۹ تن که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه سار و محصول آن غلات و حبوبات است، شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر. ناحیه ای است در ۳۰ هزارگزی جنوب باختری مشکین شهر و ۱۰ هزارگزی شوسهٔ مشکین شهر اهر. این دهکده در جلگه واقع و آب و هوای آن معتدل است، سکنهٔ آنجا ۲۵ تن که شیعی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه، و محصولات آن غلات است. شغل اهالی زراعت و راه مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «خان‌بلاغی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید