معنی خان‌آباد

معنی خان‌آباد

5 بازدید
(اِخ) دریایی است در غرب مرکز خان آباد مربوط به حکومت کلان قندز ولایت قطغن که در خط ۶۹ درجه طول البلد شرقی و خط ۳۶ درجه عرض البلد شمالی قرار دارد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج ۲).
(اِخ) قریه ای است که در علاقهٔ حکومت درجه ۲ دولت آباد واقع، و متعلق بحکومت کلان بلخ، و مربوط بولایت مزارشریف و متصل براه است. این ناحیه بین خط ۶۶ درجه ۳۶ دقیقه ۴۵ ثانیه طول البلد شرقی و خط ۳۷ درجه ۴ دقیقه ۱۱ ثانیه عرض البلد شمالی واقع می باشد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج ۲).
(اِخ) قریه ای است در مرکز حکومت خان آباد، متصل به جاده، و مربوط به حکومت کلان قندز ولایت قطغن. این ناحیه بین خط ۶۹ درجه ۵ دقیقه ۸ ثانیه طول البلد شرقی و خط ۳۶ درجه و ۴۱ دقیقه و ۳۴ ثانیه عرض البلد شمالی واقع میباشد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج ۲).
(اِخ) حکومتی است درجه ۲ که مربوط به حکومت کلان قندز و در حوزهٔ ولایت قطغن واقع بوده و تخمیناً بین خطوط ۶۸ و ۶۹ درجه ۲۶ و ۵۲ دقیقه ۳ و ۱۷ ثانیه طول البلد شرقی و خط ۳۶ درجه ۲۷ و ۵۱ دقیقه ۲۴ و ۴۲ ثانیه عرض البلد شمالی واقع شده است. شهر خان آباد در یک وادی شاداب ولی بسیار پست بفاصلهٔ ۲۵۰۰۰ گزی شرق قندز واقع شده بر اثر دریای پرآبی که از اجتماع دریای فرخار به هر طرف آن در جریان است اراضی اطراف و نواحی شهر تماماً شالی کاری شده و از طرف دیگر چون پایه های عمارات سنگ ندارد (زیرا مواضع سنگ از آنجا بسیار دور است) خانه ها نم و شوره گذارده و طبقهٔ اول منازل غالباً برای بود و باش مساعد نیست و مضر صحت است ولی این خانه ها داخل باغها واقع بوده و هر کس بداخل خانهٔ خود باغ و باغچه ترتیب داده و اشجار میوه دار و سایه دار در بین آنها غرس نموده است. در اکثر خانه ها آب جاری وجود دارد. بازارهای خان آباد از نقطه نظر ساختمان بدو دسته تقسیم شده اند. قسمت اول بازار سابقهٔ آن که عبارت از دو دسته بازار بوده و یکدیگر را بطور عمودی قطع نموده و در بین آنها چهارسوقی تشکیل یافته است. دهان های این بازار برنده دار و تنگ و بی رونق میباشد. دوم بازار جدید است که بطرف بازار سابقه قرار دارد بدو طرف جادهٔ عریض میباشد که کنار آن با اشجار مزین گردیده دکاکین پخته کاری آباد بشکل مرغوبی در آنجا است. در این بازار دکانهای عمده فروشی بصورت دسته بندی جا داده شده و خوش منظر میباشد. علاوه بر این قسمت بازار، تعداد سرایهای تجارتی، گاراژها و هتل های عمومی و منازل برای بود و باش مسافرین بطرز و سلیقهٔ موزونی مانند سایر مراکز ولایات ساخته شده است و مضافاً آبادی های چندی از قبیل عمارت دولتی و مؤسسات تجارتی، عمارت بلدیه و مسجد جامع و باغ عمومی و تفریحی به تجمل این موضع افزوده است. زراعت خان آباد: گندم، کنجد، جو، پنبه، تنباکو و سایر حبوبات است اما برنج آن بسیار خوب و مشهور میباشد، خربوزه و تربوزه هم دارد. خربوزهٔ آبی این منطقه معروف است. این شهر مرکز تجارت ولایت قطغن و بدخشان بوده، دارای گمرک و فرودگاههای اموال تجارتی است. موتور نیز همیشه برای حمل و نقل اموال وارداتی و صادراتی دارد. مسافرینی که خیال مسافرت را داشته باشند توسط عراده ها بسهولت و همه وقت میتوانند مسافرت کنند. در خان آباد یک هتل عصری نیز برای پذیرائی مسافرین وجود دارد. جادهٔ عمومی که از قندز بطرف بدخشان میرود از شهر خان آباد میگذرد. در خان آباد یک باب مکتب ابتدائی به اسم مکتب ابتدائی آق تاش برای تعلیم اطفال دائر است. فاصلهٔ خان آباد از کابل ۵۱۸۰۰۰ گز و از تالقان ۳۲۰۰۰ گز میباشد و ارتفاع آن از سطح دریا تخمیناً ۱۲۶۰ متر است. یکنفر وکیل از طرف اهالی این حکومت انتخاب و بمجلس شورای ملی فرستاده میشود، این شهر زیبا و پرنفوس از سالهای دور و درازی مرکز ولایت قطغن شمرده میشده است. در ابتدا آب و هوای خان آباد خیلی خراب بود و جز یک منطقهٔ مالاریائی چیز دیگری محسوب نمیشد اما در اثر توجه حکومت و بالنتیجه یک سلسله مجاهدات فنی در مقابل مالاریا، این منطقه موقعیت خوبی را حاصل نمود و هم ذوق ساکنین آن را نسبت به آبادی این شهرستان تحریک کرد و در آن اوان بوسیلهٔ یک مهندس و متخصص در امور شهرسازی نقشهٔ این شهر ترتیب و در آن ساحه بمرحلهٔ اجرا گذاشته شد و بفرصت کم خان آباد بشکل یک شهر مختصر و مقبولی درآمد. مردمان این ناحیه عموماً زراعت پیشه میباشند. این شهر در زمان محمد گل مهمند مرکزیت خود را به بغلان داد. بغلان مرکز قطغن شد ولی مردمان خوش ذوق خان آباد علاقهٔ خود را نسبت به شهرشان قطع نکرده و با یک نقشهٔ کلی در تزیین آن کوشیدند. خان آباد فعلاً منطقه ای وسیع و از شهرهای بزرگ ولایت قطغن محسوب میگردد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج ۲ و تا حدی حفظ اصطلاحات و عبارات زبان فارسی افغانی در آن شده است).
(اِخ) دهی است جزء دهستان بزچلو بخش وفس شهرستان اراک. این ده در ۱۴ هزارگزی جنوب کمیجان و ۴ هزارگزی مالرو عمومی قرار دارد. ناحیه ای است واقع در دامنهٔ کوه با آب و هوای مناطق سردسیری. سکنهٔ آنجا ۱۱۷ تن و مذهب آنها شیعه و زبانشان ترکی و فارسی است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بن شن و ارزن و پنبه و انگور است. شغل اهالی زراعت، گله داری و قالیچه بافی و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
(اِخ) دهی است از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد. واقع در ۳۱ هزارگزی جنوب باختر دورود و کنار راه مالرو حسک به خانوردی. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل، دارای ۷۸ تن سکنه، که شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. این ده از قنات مشروب میشود و محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آنجا مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد. واقع در ۲۲ هزارگزی خاور دورود و یک هزارگزی شمال راه آهن دورود به اراک. ناحیه ای است که در جلگه قرار دارد و آب و هوایش معتدل میباشد. این ده دارای ۳۰۰ تن سکنه است که شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. آب خان آباد از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و لبنیات، پنبه و حبوبات میباشد. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی است. راه آن اتومبیل رو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان بروجرد بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در ۵۱ هزارگزی جنوب الیگودرز و کنار راه مالرو رچه به جونو. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل. دارای ۴۳۹ تن سکنه که شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. آب این ده از چشمه و قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی بکشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آنجا مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان جاپلق الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در ۳۹ هزارگزی شمال الیگودرز و کنار راه مالرو لاخون به علی آباد. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل. دارای ۶۷۹ تن سکنه که شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. آب این ده از قنات مشروب میشود و محصولاتش غلات، لبنیات، چغندر و پنبه است. اهالی بزراعت و گله داری گذران میکنند و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز. واقع در ۸۳ هزارگزی خاور زرقان و یک هزارگزی راه فرعی خفرک بتوابع ارسنجان. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل و مالاریایی. دارای ۱۸۸ تن سکنه که شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب این ده از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و چغندر است. اهالی آنجا بزراعت گذران میکنند. صنایع دستی در آنجا قالیبافی و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
(اِخ) دهی است از بخش کوهپایهٔ شهرستان اصفهان. واقع در ۱۳ هزارگزی جنوب خاوری کوهپایه و ۴ هزارگزی جنوب شوسهٔ اصفهان به یزد. این ده کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای ۲۵۴ تن سکنه است که شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آنجا از قنات و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت است. صنایع دستی اهالی کرباس بافی و جوال بافی میباشد. راه آنجا فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
(اِخ) مرکز بلوک بیات در ساوه و زرند.

کلمات هم‌قافیه با «خان‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید