معنی خام شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) اغفال شدن. فریب خوردن. چون: «خام فلانی شدم» و «در این مطلب خام شدم». مطاوعهٔ خام کردن. || خام شدن معده. وخم گشتن آن. وخامت پیدا کردن آن. وخیم گردیدن آن. || خام شدن کار؛ وخیم شدن آن. رو به وخامت نهادن آن : در طلبت کار من خام شد از دست هجر چون سگ پاسوخته دربدرم لاجرم.خاقانی. و گر دیگ معده نجوشد طعام تن نازنین را شود کار خام. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خام شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر