معنی خامکاری
5 بازدید
(حامص مرکب) بی ربطی در کار و عمل. خام دستی. بی وقوفی. کودنی. (ناظم الاطباء). عمل خامکار: از خامکاری خوی او افغان کنم در کوی او گر شحنهٔ بدگوی او در حلقم افغان نشکند. خاقانی. خوی او از خامکاری کم نکرد سینهٔ من سوخت چشمش نم نکرد.خاقانی. لیکن از خامکاری پدرت سایهٔ چتر دور شد ز سرت.نظامی. بعشق اندر صبوری خامکاریست بنای عاشقی بر بیقراریست.نظامی.
کلمات همقافیه با «خامکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر