معنی خامپوستین
6 بازدید
(ص مرکب) احمق. ابله : یک پخته نی که گویدم ای خام پوستین حور و سریر تکیه بود در ره سعیر.سوزنی. با او چراغ دولت خصمش نداد نور کآن خام پوستین به ره اندر چراغ کرد. سوزنی.
کلمات همقافیه با «خامپوستین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر