معنی خاموش هندی
5 بازدید
[ شِ هِ ] (اِخ) وی در دهلی بوجود آمد و در بنگاله سکونت گزید چنانکه دیوان موجودش در کتابخانهٔ ملک مشعر بر این مدعی است. این دیوان دارای پنجهزار بیت و در قرن سیزدهم هجری قمری نوشته شده است. (از الذریعه الی تصانیف الشیعه تألیف آقابزرگ طهرانی قسم ۱ جزء ۹ ص ۲۹۵).[ شِ هِ ] (اِخ) نامش رای صاحب رام است. او راست: دیوانی در شعر پارسی. (از الذریعه الی تصانیف الشیعه آقابزرگ طهرانی قسم ۱ جزء ۹ ص ۲۸۵). در صبح گلشن آمده: تخلص یکی از شعرای عالیمقام هند است که مذهب برهمنان داشته. نام او «رای صاحب رام» بوده و در دهلی زندگی کرده است. او را دیوانی است و این بیت از اوست: فرض کردم همه تقصیر منست بعد از این گو که چه تدبیر منست. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳) (از صبح گلشن ص ۱۵۰).
کلمات همقافیه با «خاموش هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر