معنی خاموشیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) ساکت شدن. (آنندراج) (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۳۷۴) (ناظم الاطباء). || شرمگین بودن. || پرچین شدن. || مانده و خسته شدن. || تسلی دادن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خاموشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر