معنی خامهٔ تصویر
3 بازدید
[ مَ / مِ یِ تَ صْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خامه ای که بدان تصویر کشند و آن را در هندوستان از موی دم موش خرما بندند و با لفظ بستن آید و از موی سمور نیز سازند. (از آنندراج): از هوس هردم برنگی جلوه آرا می شویم از پر طاوس گویا خامهٔ تصویر ماست. صائب (از آنندراج). نیستم بی چشم تر گویی که نقاش قضا بسته از مژگان خونی خامهٔ تصویر من. مفید بلخی (از آنندراج). رجوع بخامهٔ مو شود.
کلمات همقافیه با «خامهٔ تصویر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر