معنی خامهٔ افشان
4 بازدید
[ مَ / مِ یِ اَ ] (اِ مرکب) که بر آن افشان نقره یا طلا کرده باشند. (آنندراج). قلم طلاکاری. (ناظم الاطباء): تا شد ز عرق ابروی او خامهٔ افشان خون کرد دلم را همه چون مامهٔ افشان. مفید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خامهٔ افشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر