معنی خامهگذار
4 بازدید
[ مَ / مِ گُ ] (ن مف مرکب) چیزی که آن را خامه نوشته باشد. (آنندراج). نوشته شده. مرقوم (ناظم الاطباء). || نقش. (آنندراج). نقاشی شده. (ناظم الاطباء): هر چه بهشتی رقمش حرف جوست خامه گذار قلم صنع اوست. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خامهگذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر