معنی خامل
9 بازدید
[ مِ ] (ع ص) گمنام. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (منتهی الارب) (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۳۷۲). بی نام. (مهذب الاسماء): در مجلس عام از هرگونه مردم کافی و خامل حاضر بودند. (تاریخ بیهقی). || بی قدر. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (منتهی الارب). پست : هر که رای ضعیف... دارد از درجتی عالی به رتبتی خامل میگراید. (کلیله و دمنه). مرد هنرمند و بامروت اگر چه خامل منزلت باشد بعقل و مروت خویش پیدا آید. (کلیله و دمنه). بانگ و صیتی جو که آن خامل نشد تاب خورشیدی که آن آفل نشد. مولوی (مثنوی). - خامد و خامل؛ گمنام. بی نام.
کلمات همقافیه با «خامل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر