معنی خامطبع
6 بازدید
[ طَ ] (ص مرکب) آنکه خیالات فاسد داشته باشد. (آنندراج). ابله. احمق. نادان. کودن. (ناظم الاطباء). نعت است مر کسی را که صاحب خیالات فاسد است. صاحب طبع خام : خام طبع است آنکه میگوید بچنگ و کف مگیر زلفکان خم خم و جام نبیذ خام را.سوزنی. باز خانان خام طبع کنند مال میراث یافته تبذیر.خاقانی. آتش اندر پختگان افتاد و سوخت خام طبعان همچنان افسرده اند. سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «خامطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر