معنی خامش ماندن
4 بازدید
[ مُ دَ ] (مص مرکب) ساکت ماندن. بیصدا ماندن. خاموش ماندن : ندانم تو خامش چرا مانده ای پس آن داستانها چرا خوانده ای.فردوسی. سه بار آن سخن را بر ایشان براند چو پاسخ نیامدش خامش بماند.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خامش ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر