معنی خامد
7 بازدید
[ مِ ] (ع ص) مرده. (ناظم الاطباء) (آنندراج). ج، خامدون، خامدین : {/Bإِنْ کََانَتْ إِلاََّ صَیْحَةً وََاحِدَةً فَإِذََا هُمْ خََامِدُونَ . ۱-۸۳۶:۲۹/}(قرآن ۳۶/۲۹). {/Bفَمََا زََاَلَتْ تِلْکَ دَعْوََاهُمْ حَتََّی جَعَلْنََاهُمْ حَصِیداً خََامِدِینَ . ۱-۸۲۱:۱۵/}(قرآن ۲۱/۱۵). || آرمیده. (آنندراج). || ساکن. ساکت. (ناظم الاطباء). || فرونشسته. (آنندراج). - نار خامد؛ آتش فرونشسته. آتش مرده: امروز که باد قبول فضل را گذاشت و آتش غیرت اکابر خامد و فضل فضول و مردم از اهل علم ملول و درخت صناعت نامثمر اگر نه این حشاشهٔ مکرمت و بقیهٔ... (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ ص ۹).
کلمات همقافیه با «خامد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر